مهاجرت - بله یا خیر

مهاجرت کلمه ای که شاید تلفظ آن آسان باشد و جاری کردن مهاجرت بر زبان ساده.

ولی انجام مهاجرت همواره یکی از تصمیم های مهم زندگی هر انسان در طول زندگی شخصی و خانوادگی محسوب می شود.

با لطف تجربه فعالیت در زمینه مهـاجرت به استرالیا و نیوزلند, شخصا تجارب زیادی را در برخورد با آدم هایی که تقاضای انجام مراحل مهاجرت را داشته اند, پیدا کرده ام. طریقه مهاجرت را اصلا در این متن مورد بحث قرار نمی دهیم. حال یک نفر از طریق ویزای تخصص, یک نفر از طریق ویزای سرمایه گذاری و نفر دیگر ویزای تحصیلی و غیره به استرالیا و یا کانادا و کشورهای دیگر مهاجرت می کند. اما نکته مشترک در این موضوع دقیقا خود مهاجرت است.
 
لطفا به این سوالات توجه کنید :
 
" آیا من کار درستی می کنم که می خواهم به استرالیا مهاجرت کنم؟"
"شرایط کار و زندگی من در کشور جدید چه می شود ؟ "
"دوری از خانواده و دوستانم رو چه طور تحمل کنم؟ "
" آیا فرزندان من در محیط اجتماعی جدید که عمدتا گرایش به غرب دارد می تواند طبق فرهنگ خانوادگی خودم و کشورم تربیت شود؟ "
" آیا می توانم احساس راحتی و رضایت که در حال حاضر در کشور خودم دارم را در استرالیا و کشورهای مهاجرپذیر دیگر پیدا کنم؟ "
و .................
 
اینها همان سوالاتی هستند که ما در سمینارها و محافل مختلف مهاجرتی و تخصصی مهاجرت به استرالیا با آن ها روبرو می شویم و دائما چهره های پر امید و در عین حال نگران در جلوی چشمانمان نمایان می شوند.
 
مهاجرت به استرالیا یا هر جای دیگر این کره خاکی برای بهبود شرایط زندگی انجام می شود. تا حالا کسی را دیده اید که از سر بیکاری و وقت تلف کردن قصد مهاجرت را داشته باشد!؟
 
خیـر. عمدتا افـرادی که به ما مراجعه می کنند و قصد انجام مهـاجرت را دارند، انسان های ارزشمند و هدفداری هستند که برای تک تک لحظـه های زندگی خود و خـانواده خود برنامه ریزی کرده اند و فقط و فقط برای سرآغازی نو به دنبال محیطی بازتر می گردند. اتفاقا همین سوالات مطرح شده از جانب آن ها نشان از نگرانی حاصل از یک تغییر به سمت مسیر مثـبت را در آیـنده حکایت می کند و برای اینـجانب بسیـار شیرین و جذاب است که به سوالات گاها پر تکـرار که با چشمانی پر از استرس از سوی آن ها مطــرح می شود آرام و جامـع پاسخ دهم . چراکه درک می کنیـم ریشه این نوع پرسش ها از کـجاست و این افـرادی که این نوع سوالات را انجام می دهند ، از چه نوع تیـپ شخصیتی هستند.
 
حقیقتا اگر بخواهیم صادق باشیم ، باید اذعـان کنیم که در موضوع مهاجرت هر چه سن فرد متقاضی کمتر باشد ، پذیـرش شرایط جدید برایش آسان تر و دلپذیرتر است. مثلا یک فرد زیر 20 سال که هنوز به خیلی از باورهای عمقی جامعه ایرانی عادت نکرده است ، میتواند خیلی زود به شکل گیری باورهای اجتماعی غرب عادت کند و تا حدودی پذیرش زندگی در جامعه استرالیا ( از لحاظ اجتماعی و تربیتی) را عادی بداند.
 
ولی آیا به نظر شما یک فرد 40 ساله که دوران کودکی ، نوجوانی ، جوانی  خود را در جامعه ایرانی گذرانده ، می تواند خیلی سریع و بدون مقاومت تغییر باور دهد و ریشه های بنیادین زندگی خود را عوض کند؟
 
جواب احتمالا منفی است. چون باورهای افراد مسئله ای نیست که در عرض یک یا دو سال شکل گرفته باشد. باورها یعنی همه وجود رفتاری انسان و هر جا که باور انسان دچار تناقض شود به شدت مقاومت کرده و به روحیه افراد آسیب می رساند.
 
اما عموما انسان های بالای 40 سال یک انگیزه مشترک برای مهاجرت دارند که اتفاقا بسیار هم قوی است .فرزندان.
 
فرزنـدان شاید مهم ترین عامـلی است که یک فرد میانسال تصمیم می گیرد کشور خود را ترک کند و به جای جدید مهاجرت کند و  با همراه کردن کودکان خردسال و یا کم سن و سال خود، آینده پر امیدتری را در فضای رو به رشد و در حال توسعه استرالیا و یا سایر کشورها رقم بزند.
 
امید است در برخورد با چالش های مهم زندگی برنده واقعی شما باشید.

  • نویسنده : مدیر سیستم
    • امتیاز :
    • 1
    • 0
  • تاریخ انتشار : 1395/03/01
  • تعداد مشاهده : 1003 بار